روز مادر
سلام ملوسک مامانی.
الهی مامان به فدای تو. امسال اولین روز زن را به عنوان همسر مردی مهربان که با عشق و امید به لط خدا و در کنار خانواده های از خودگذشته و فداکار تجربه کردم. روزی که تجربه زندگی مشترک را درک کردم کلمه مادر برای جلوه ای دیگر گرفت. روزی که مادر مهربانتر از جانم حتی اولین کادو دوران عقدم را که یک چادر بود به خودم داد تا در زندگی اینده ام توشه زندگی پر فراز و نشیبم باشه. مادر حالا دیگر خجالت میکشم نام تو را بدون وضو بر زبان جاری بسازم. در یکی از پست ها از تو به عنوان مادر علیه سلام نام کرده و قطعا جز این گناهی محض است. مادر دوست دارم با تمام وجود. و هر چه بیشتر در زندگی پیش میروم تو را و زندگی را و فداکاریت را بیشتر قدردان میشوم. مادر علیه سلام مرا ببخش با تمام بچگی هایی که کردم و نکردم. مرا ببخش که نخواهم توانست نگاه نگرانت را به صورت من که در اثر یه موضوع کوچک درهم میرود درک کنم. مرا ببخش که نمتوانم نگرانیت را از چشمانت و مهربانی را از قلبت بخوانم. مرا ببخش که نمیتوانم دل گرسنه ات را وقتی که واسه من کنار میکشیدی درک کنم. دوستت دارم از ته دل.
هنوز مادر نشده ام مادر . اما مطمئنم تنها ان روز است که شاید گوشه ای از احساست را درک کنم.
مسعود عزیز تبریک مرا از جانب خودم به مادر مهربان و فداکارت پذیرا باش. امیدوارم همانطور که روز خواستگاری ازم خواستی بتوانم همیشه احترام و محبتم را به پدر و مادر عزیزتر از جانمان ادا کنم.
به امید روزی که کلمه زیبای مادر را بر دوش بکشم.

من زاده شدم به عشق مادر
پرورده شدم به عشق مادر
در دامن او شدم چنین نور
پیوسته شدم به عشق مادر
بوی تن او بهار هر فصل
بشکفته شدم به عشق مادر
تعلیم نمودیم بیاموز
وارسته شدم به عشق مادر
از رنج زمان عبور دادی
نی خسته شدم به عشق مادر
آموخت مرا صبور باشم
دل بسته شدم به عشق مادر
هر ملک به زیر پای مادر
گل دسته شدم به عشق مادر
چون داد مرا ز شیره جان
لب بسته شدم به عشق مادر
در ساحل قلب بی کرانش
وابسته شدم به عشق مادر
او رفت و سکوت من فرو ریخت
شاعر: امید ارجمندی



روز مادر
